شهادت مولای متقیان، امام اول شیعیان حضرت علی (ع) تسلیت باد
محراب برای تو سرش خم می شد از اشک تو آسمان پر از غم میشد تو فاتح خیبریترین میدانی تفسیر بلند آیهی قرآنی در بغض تو حرفها، ناگفتنی است در اشک تو یاسها، پژمردنی است در چشم تو یاسها همه تار و کبود در قصهی اشک تو همه بود و نبود در تاول دستهای تو دنیایی است در عمق نگاه تو علی، دریایی است ای صاحب ذوالفقار، تنها گشتی تو محرم نخلهای صحرا گشتی از بغض تو نخل هم کمی پیر شده از اشک تو کوفه هم زمینگیر شده ای هقهق شبهای تو همرنگ سکوت ای گریهی تو راه به سوی ملکوت انگار که غمهای تو خاکستری است انگار که در چشم تو غم، بستری است دردا که دلت زمردمان خونین است دردا که غمی به دوش تو سنگین است اینجا همه در مسلخ دنیا گیرند اینجا همه خط گرفتهی تزویرند آنان که تو را تهمت بدکار زدند آنان که به تو مهر ستمکار زدند رفتند، به صد بهانه ترکت کردند مشغول به این زمانه، ترکت کردند اما تو نگفتی به کسی سوزت را اشک و غم و گریههای جانسوزت را از مکر و فریب کوفیان پیر شدی از بازی روزگار دلگیر شدی از درد فراق بر خودت پیچیدی تو زخم زبان مردمان را دیدی اما تو سرت به چاه غمهایت بود در فکر وصال آن دلارایت بود هر شب زکنار کوچهها میآیی همبازی خوب بچهها میآیی بعد از تو تمام کودکان میمیرند در ماتم رفتنت، عزا میگیرند ای وای از آن روز که تنها مانیم بیرهبر و مقتدا و مولا مانیم انگار که از کوفه صدا میآید فریاد بلند یا خدا میآید انگار نمیآید از امشب سحری انگار شروع شد غم بیپدری
شاعر:مرضیه رحیم
شهادت مولای متقیان، امام اول شیعیان امیرالمومنین حضرت علی (ع) تسلیت باد